شهاب حسینی و فرهنگ حسینی!

شهاب حسینی و فرهنگ حسینی!
شهاب حسینی نمونه ی بارز و بسیار خوب فرهنگ حسینی حاکم بر قشری از هنرمندان و مردم ما!
شهاب حسینی ۴
این روزا زیاد فرصت نکردم در دنیای مجازی به دنبال اتفاقات و جنجال های خبری باشم ولی سخنان گهر بار شهاب حسینی چنان همه را مجذوب کرده که نمیشه به راحتی ازش گذشت!
وقتی شهاب حسینی جایزه برد نمیدونم چرا نمی تونستم در مورد جایزه گرفتنش چیزی بنویسم با اینکه من همیشه از اینکه هموطنانم در جهان جایزه ای بگیرند و یا جایگاهی پیدا کنند خیلی خوشحال میشم و احساس بسیار قشنگی بهم دست میده ولی این بار نمیدونم چرا هیچ حس خوبی نداشتم اما این حس را نسبت به ترانه علیدوستی نداشتم. به هر حال برم سر اصل مطلب …
16-5-21-1717192
Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-05-21 12:47:19Z | http://piczard.com | http://codecarvings.comr»ÿµüWê™
شهاب حسینی یکی از بازیگران پر حاشیه سینمای ایران که بعد از جنبش اعتراضی انتخابات ۸۸ به همراه چند هنرمند دیگر به دست بوسی خامنه ای رفت و مشتی بر دهان دیگر هنرمندان معترض آزادیخواهی زد که فقط برای دفاع از رای شان همان موقع دستگیر و زندان و یا مخفی و فراری بودند! او  از اینکه نقش یک سردار سپاه را در یک فیلم داشت بسیار مفتخر بود. او در یک برنامه ی تلویزیونی گفت که  بزرگترین آرزوی او قبل از مرگ ساختن فیلم امام حسین است.
شهاب حسینی ۲
 اگه خیلی خوش بین باشیم میگیم خب اینا رو میذاریم به حساب اعتقادات شخصی اش و اصلا برای خوش رقصی برای رژیم نیست ! ولی وقتی یه هنرمندی مثل شهاب که اینقدر در جامعه محبوب و معروف است در خارج از ایران چیزی میگه که ما مردم و جهانیان خوشمون بیاد و جایزه ی بین المللی اش را به ما مردم تقدیم می کنه و بعد در درون ایران جایزه را پس می گیره و میگه به امام جمکران هدیه کردم و چیزی میگه که حاکمین خوششون بیاد، دیگه نمیشه اینو به حساب اعتقادات شخصی گذاشت بلکه این دیگه میشه نهایت حیله گری و پستی و نزول یک هنرمند فرصت طلب که برای منافع و موقعیت خود دست به هرکاری میزنه و نباید به راحتی ازش گذشت تا حداقل بشه مقابل این فرهنگ پلید و کثیف جمکرانی عده ای که برای منافع خود جامعه را به ابتذال کشیدند و مردم را قهقرا بردند، گرفت!

ahahab-1-02

حالا شهاب عزیز وقتی جایزه بهترین بازیگر را در جشنواره کن برد، بر روی سکوی جشنواره ی بین المللی کن که چشم جهان از زاویه ی هزاران دوربین و خبرنگار اونو تماشا می کرد، رفت و گفت: من جایزه ام را به مردم میهنم تقدیم می کنم! جمله ای بسیار روشنفکرانه و مردمی! اوووووه چه غوغایی به پا شد! ایرانیان با فرهنگ از درون و بیرون دنیای مجازی را کر و کور کردند و نوشتند به کوری چشم اونایی که می گفتند شهاب با حاکمیته، شهاب نشون داد که ارزشش رو داره، اونایی که می گفتید شهاب با رژیمه الان کجایید و یا شهاب اشک منو در آوردی، شهاب مرسی که جایزه ات را به من دادی، شهاب من هنگام حرف زدنت فقط اشک ریختم و به تو و به ایرانی بودن افتخار کردم و تو جایزه ات را به ما ملت دادی و یا تو بهترینی تو افتخاری تو خدایی و …. از این نوع افتخارات و خیلی بیشتر فدایت شوم ها ….
حالا من فقط نگران این هموطنان عزیزی هستم که چقدر زود خوشحالی رو ازشون گرفت و گفت من این جایزه را به امام جمکران تقدیم می کنم!
شاید این موضوع یه کم توجه این تیپ هموطنان  را به  عملکرد هنرمندانشون بیشتر جلب کنه که اینقدر به راحتی قهرمان نسازند از کسانی که به سادگی آب خوردن آنها را برای منافع خود می فروشند! کسانی که  اگه جامعه شون رو آب ببره اونا رو خواب می بره!

ویم وندرس، جایزه افتخاری خرس برلیناله را دریافت خواهد کرد!

گزارش تصویری در کیهان آنلاین:

wim winders

فیلم  «همه چیز خوب خواهد شد» دیروز ۱۰ فوریه خارج از مسابقه و در بخش ویژه در دو سینمای برلیناله هم زمان به نمایش در آمد و ستارگانی چون جیمز فرانکو هنرپیشه معروف هالیوود، شارلوته گاینسبورگ هنرپیشه فرانسوی و ماری ژوسه کروز هنرپیشه کانادایی در آن بازی کرده اند.

ویم وندرس درباره این فیلم که به صورت سه بُعدی تهیه شده می گوید که به عمد تکنیک سه بعدی را انتخاب کرده تا ابعاد مختلف زندگی «توماس»  قهرمان فیلم را نشان دهد که یک تصادف چگونه زندگی او را تحت تأثیر قرار می دهد.

نیکول کیدمن و ورنر هرتسوگ

عکس هایی از نیکول کیدمن و ورنر هرتسوگ در ۶۵مین جشنواره فیلم برلیناله:

اختر قاسمی، کیهان لندن:

N. Kidman

نگاهی به فیلم تاکسی کاری از جعفر پناهی

نگاهی به فیلم تاکسی کاری از جعفر پناهی، کیهان لندن

نقد فیلم

نگاهی به «تاکسیِ» جعفر پناهی (اختر قاسمی)

جعفر پناهی

[گزارش] [هنر]

کیهان آنلاین – ۱۸ بهمن ۹۳ –  ساعت ۸ و ۴۰ دقیقه بامداد روز پنج شنبه، دومین روز جشنواره با عجله به سمت سالن بزرگ‌ترین کاخ سینمایی آلمان، برلیناله پالاست، که محل اصلی جشنواره است می‌روم. قرار است فیلم ساعت ۹ صبح نمایش داده شود. هزاران خبرنگار و سینماگر از سراسر دنیا منتظر تماشای فیلمی از کارگردانی هستند که اجازه‌ خروج از کشورش و حضور در این جشنواره را ندارد. کارگردانی که با وجود اینکه بیش از ۵ سال است اجازه ساختن فیلم ندارد اما سه فیلم به شکل مخفی و زیرزمینی ساخته و هر سه فیلم او در برلیناله شرکت داشته‌اند. یک فیلم او حتا جایزه بهترین سناریو را دریافت کرد. 

پله‌های کاخ برلیناله پر از خبرنگارانی ست که به سرعت به سوی سالن می‌روند. در قسمتی صف طولانی دیگر دست درکاران سینما که بعد از خبرنگاران اجازه ورود به سالن را دارند به چشم می‌خورد.  سر ساعت ۹ صبح پرده سینما بالا می‌رود و نام جعفر پناهی نشان داده می‌شود و هم‌زمان دست زدن حضار به احترام او، کاری که معمولا در شروع فیلم اتفاق نمی‌افتد.

فیلم «تاکسی» ساختار مستند دارد اما مستند نیست. تاکسی،  فیلم خوبی‌ست که با وجود ایراداتی که از نظر تکنیک و ساختاری می‌توان به آن گرفت اما یکی از ساده‌ترین، پرمفهوم‌ترین و اجتماعی‌ترین و در رده بهترین فیلم‌های جشنواره برلین قرار خواهد گرفت. شاید بتوان گفت با توجه به ممنوعیت کاری و نداشتن امکانات کافی برای فیلم‌سازی، این فیلم چه بسا شانس دریافت جایزه نیز داشته باشد.

فیلم خیلی خوب شروع می‌شود. تاکسی سر چهار راه پشت چراغ قرمز ایستاده است و تماشاگر، از نگاه راننده خیابان‌های تهران را از نظر می‌گذراند و با او به یکی از پایتخت‌های شگفت‌انگیز جهان می‌رود.

جعفر پناهی با هویت واقعی خود نقش راننده تاکسی را بازی می‌کند. اولین مسافر سوار می شود و بعد از مدتی متوجه دوربینی می‌شود که روی داشبورد ماشین نصب است. پس گفتگو را با راننده آغاز می‌کند.

مسافر دوم که یک زن آموزگار است زمانی که مسافر اول در گفتگوی‌اش با پناهی در باره دزدها در جامعه می‌گوید «دزدها باید اعدام شوند»  وارد گفتگو می‌شود و علیه اعدام صحبت می‌کند. پناهی با ورود افراد مختلف از قشرهای متفاوت اجتماع مسائل و مشکلات جامعه ایران را به خوبی تصویر می‌کند. برخورد مسافر اول با زن آموزگار بیانگر نگاه جامعه به معلم و آن هم یک معلم زن است.

یک فروشنده فیلم‌های غیر مجاز و یا «غیرقانونی جمهوری اسلامی» مسافر بعدی ست که پناهی را می‌شناسد و می‌گوید که قبلا برای او فیلم‌های خارجی می‌برده است. او تاکسی گرفته تا چند فیلم خارجی برای یک دانشجوی سینما ببرد. گفتگوی پناهی با فروشنده فیلم‌های قاچاق نشان از عدم آزادی و ممنوعیت‌های قانونی برای موسیقی و فیلم و محدود کردن سیستماتیک علاقه و تمایل مردم به این دو هنر دارد.

مسافران بعدی که دو زن مسن با یک تُنگ ماهی در دست هستند، نشانگر خرافی بودن بخشی از جامعه است. آنها سراسیمه سوار تاکسی می‌شوند تا قبل از ساعت ۱۲ به محلی برسند که ماهی‌ها  را در آنجا به آب بسپارند وگرنه اتفاق ناگواری برای آنها  رخ خواهد داد.

یکی مرد تصادف کرده مسنّ که زنی جوان دارد مسافران بعدی هستند که با گریه زن و ناله مرد، پناهی را متوجه خود می‌کنند. مرد زخمی و خون‌آلود تصور می‌کند که حتما می‌میرد و  از پناهی می‌خواهد تا وصیت او را با موبایل خود ضبط کند و بعد خطاب به برادران‌اش می‌گوید به همسرش کاری نداشته باشند و او را آزار ندهند. او از ارثی که به همسرش می‌رسد نیز می‌گوید. دیالوگ این زن و شوهر بیانگر شرایط ناگوار زنان در جامعه ایران به ویژه پس از مرگ همسر است.

خواهرزاده جعفر پناهی که دخترکی تقریبا ده ساله است بیانگر وضعیت امروز دانش‌آموزان در جامعه ایران و  شستشوی مغزی آنها توسط رژیم است. شاید یکی از ایرادهایی که می‌توان به «تاکسی» گرفت طولانی بودن نقش این دختر بچه و گفتن مسائل و مشکلات سینماگران و سانسور و خودسانسوری  از زبان این دختربچه بود.

نسرین ستوده وکیلی که چند سال در زندان به سر برد و او نیز مانند پناهی ممنوع و محروم از فعالیت شغلی‌اش شده است، مسافر بعدیست که درباره  وضعیت زندانیان صحبت می‌کند.

در گفتگوهایی که من با چندین خبرنگار خارجی داشتم حضور نسرین ستوده در این فیلم برای آنها ملموس و شناخته شده نبود و آنها او را فقط به عنوان یک مسافر دیدند که وکیل است و نه  نسرین ستوده، به عنوان وکیل مبارز زندانی که جامعه جهانی برای آزادی او تلاش کرد، اگرچه بعد از معرفی وی همه او را شناختند. شاید اگر به حضور نسرین ستوده به شکل روشن‌تری پرداخت می‌شد تاثیر بیشتری بر بیننده غیر ایرانی می‌گذاشت و او را دچار تزلزل نمی‌کرد که چرا این زن مسافروارد یک گفتگوی نزدیک و صمیمی با پناهی شده است.

از نگاه من شروع فیلم تا اواسط فیلم بسیار خوب است به ویژه گفتگوی بانوی آموزگار و مسافر اول (دزد و دلال) و هم‌چنین گفتگوی فروشنده غیرمجاز فیلم با جعفر پناهی. شاید اگر فیلم همین روال را طی می‌کرد موفق‌تر می‌بود.  اما در جایی ساختار فیلم تغییر می‌کند و دوباره در پایان شکل می‌یابد. صحنه پایان فیلم به نکته‌ای مربوط می‌شود که سرنوشت امثال پناهی را رقم می‌زند. نکته‌ای که نشانگر وضعیت سینما و آزادی و امنیت در جامعه ماست و با صحنه‌ای بسیار تاثیرگذار بیان می‌شود.

«تاکسی» در طول تقریبا ۹۰ دقیقه شناختی نسبی از جامعه امروز ایران به تماشاگران می‌دهد. حتا برای من ایرانی که دقیقا ۳۰ سال از جامعه‌ام دور هستم زوایایی از جامعه را به نمایش گذاشتم که برای من غریبه بود چرا که ۳۰ سال پیش جامعه  با این گونه موارد فاصله بیشتری داشت و یا حتا به نوعی بیگانه بود.

دیتر کوسلیک مدیر جشنواره برلین که از علاقمندان سرسخت سینمای ایران و سینمای پناهی است در کنفرانس مطبوعاتی و بر روی فرش قرمز در پاسخ خبرنگاران که چگونه فیلم پناهی به جشنواره راه یافت گفت: «ما ارتباطات خاص خود را داریم و یک روز من  این فیلم بر روی میزکارم دیدم». او افزود: «پناهی را دعوت کردیم ولی متاسفانه باز هم به او اجازه ندادند».

دیتر کوسلیک تأکید کرد: «ما چهار سال پیش پناهی را به عنوان یکی از اعضای هیئت داوران دعوت کردیم و این دعوت هم‌چنان به قوت خود باقی ست و این قدر از وی دعوت می‌کنیم  تا روزی او را در جشنواره ببینیم».

وزیر فرهنگ آلمان، مونیکا گروترز در شب افتتاحیه درباره پناهی صحبت کرد و گفت: «ما از دیتر کوسلیک برای دعوت از پناهی حمایت می‌کنیم تا او موفق شود».

یکی از ارزش‌های فستیوال بین المللی برلیناله، کاراکتر سیاسی این فستیوال است که به گفته وزیر فرهنگ آلمان پس از جنگ جهانی دوم با هدف دفاع از آزادی هنر و هنرمند شکل گرفت.

دفاع جشنواره برلین از هنرمندان درون ایران خود بیانگر این سیاست برلیناله و بیانگر همان نقشی است که ایرانیان پشتیبان آزادی و دمکراسی انتظار دارند غرب بازی کند و در کنار مردم ایران و هنرمندانش باشد و نه در کنار حکومت و دولت‌مردان. در عین حال این سیاست برلیناله  از سوی برخی دیگر به عنوان حمایت از رژیم جمهوری اسلامی و تقویت آن ارزیابی می‌شود.

گزارشی ویدیویی از فیلم تاکسی جعفر پناهی

گزارش ویدیویی در باره ی فیلم تاکسی جعفر پناهی، منبع کیهان آنلاین، لندن

«تاکسی» در برلیناله: آقا پناهی، من شما رو شناختم! (اختر قاسمی)

جعفر پناهی در «تاکسی»: آقای پناهی من شما رو شناختم!

[+ویدئو]

کیهان آنلاین – ۱۸ بهمن ۹۳ – جعفر پناهی کارگردانی که از سوی رژیم ایران به ممنوعیت و محرومیت از فعالیت در رشته هنری خود، یعنی فیلمسازی و کارگردانی محکوم شده است، با فیلم «تاکسی» در بخش مسابقه ۶۵امین جشنواره بین المللی فیلم برلین، برلیناله، شرکت کرد بدون آنکه هیچ یک از دست در کاران این فیلم بتوانند در این جشنواره حضور داشته باشند.
اختر قاسمی همکار کیهان لندن در یک گزارش ویدئویی از نخستین نمایش این فیلم در برلیناله، نظر برخی از تماشاگران را جویا شده است.

 

تولد ریحانه در کنار رود راین، کلن

تولد ریحانه در کنار رود راین کلن
بیست و هفتمین سالگرد تولد ریحانه بر روی پل رود راین در کلن
برخی از ایرانیان کلن به دعوت کمیته ی بین المللی علیه اعدام و جمعیت دفاع از زندانیان سیاسی ایران ـ کلن، در روز تولد ریحانه در مرکز شهر جمع شدند و در حالیکه عکس های رحیانه را در یک دست و در دست دیگر گل و شمع داشتند به شکل راهپیمایی به طرف ستونی که به عنوان یادبود یهودیان در نزدیکی پل مرکزی و قدیمی رود راین رفتند و پس از دقایقی از روی پل گل ها را به یاد ریحانه به آب سپردند تا شاید آب پیام آنها را به او که به سمبلی از مقاومت و ایستادگی دختران ایران زمین در مقابل تجاوز و جنایت شد، برساند ….

سربلندی هنرمندان ایرانی در 63 مین جشنواره برلیناله

امروز درست ده روزه که برای جشنواره بین المللی برلیناله به برلین آمدم و حسابی در این سرمای زیر صفر برلین و از این سینما به اون سینما رفتن خسته شده بودم  اما جایزه ی جعفر پناهی برای سناریوی فیلم پرده اثری مشترک با کامبوزیا پرتوی تمام خستگی این چند روزه ام را از بین برد. و از همین جا درود به پناهی ها و پرتوی ها در ایران می فرستم که سربلند در مقابل رژیم مخوف اسلامی ضد هنر، ضد سینما، ضد زن و ضد آزادی ایستاده اند و هر چند به هر شیوه ای تلاش در خاموش کردن آنها می شود اما آنها از هر وسیله ای برای بیان هنر و حرف خود استفاده می کنند.

عکس چند لینک زیر گزارش های تصویری و  تلویزیونی من از جشنواره برلین به همراه مطلبی از نگاه من  به حضور سینمای ایران در جشنواره برلیناله برای علاقه مندان به سینمای ایران 
 
لینک گزارش تصویری حضور هنرمندان ایرانی در جشنواره ـ بی بی سی فارسی 
 
لینک مطلبی از نگاه من به حضور سینمای ایران در جشنواره برلیناله به همراه چند عکس 
 
لینک گفتگو  با بهنود مکری ـ برنامه شباهنگ صدای امریکا 
البته با پوزش برای قطع و وصل صدا از طریق اسکایپ که از محل برگزاری جشنواره در شلوغی اتاق خبرنگاران گزارش داده میشد:
 
لینک گفتگو  با احمد رافت  برنامه ی شبنامه تلویزیون رها
 
همانند همیشه از نظرات و پیشنهادات شما خوشحال خواهم شد