شهاب حسینی و فرهنگ حسینی!

شهاب حسینی و فرهنگ حسینی!
شهاب حسینی نمونه ی بارز و بسیار خوب فرهنگ حسینی حاکم بر قشری از هنرمندان و مردم ما!
شهاب حسینی ۴
این روزا زیاد فرصت نکردم در دنیای مجازی به دنبال اتفاقات و جنجال های خبری باشم ولی سخنان گهر بار شهاب حسینی چنان همه را مجذوب کرده که نمیشه به راحتی ازش گذشت!
وقتی شهاب حسینی جایزه برد نمیدونم چرا نمی تونستم در مورد جایزه گرفتنش چیزی بنویسم با اینکه من همیشه از اینکه هموطنانم در جهان جایزه ای بگیرند و یا جایگاهی پیدا کنند خیلی خوشحال میشم و احساس بسیار قشنگی بهم دست میده ولی این بار نمیدونم چرا هیچ حس خوبی نداشتم اما این حس را نسبت به ترانه علیدوستی نداشتم. به هر حال برم سر اصل مطلب …
16-5-21-1717192
Image processed by CodeCarvings Piczard ### FREE Community Edition ### on 2016-05-21 12:47:19Z | http://piczard.com | http://codecarvings.comr»ÿµüWê™
شهاب حسینی یکی از بازیگران پر حاشیه سینمای ایران که بعد از جنبش اعتراضی انتخابات ۸۸ به همراه چند هنرمند دیگر به دست بوسی خامنه ای رفت و مشتی بر دهان دیگر هنرمندان معترض آزادیخواهی زد که فقط برای دفاع از رای شان همان موقع دستگیر و زندان و یا مخفی و فراری بودند! او  از اینکه نقش یک سردار سپاه را در یک فیلم داشت بسیار مفتخر بود. او در یک برنامه ی تلویزیونی گفت که  بزرگترین آرزوی او قبل از مرگ ساختن فیلم امام حسین است.
شهاب حسینی ۲
 اگه خیلی خوش بین باشیم میگیم خب اینا رو میذاریم به حساب اعتقادات شخصی اش و اصلا برای خوش رقصی برای رژیم نیست ! ولی وقتی یه هنرمندی مثل شهاب که اینقدر در جامعه محبوب و معروف است در خارج از ایران چیزی میگه که ما مردم و جهانیان خوشمون بیاد و جایزه ی بین المللی اش را به ما مردم تقدیم می کنه و بعد در درون ایران جایزه را پس می گیره و میگه به امام جمکران هدیه کردم و چیزی میگه که حاکمین خوششون بیاد، دیگه نمیشه اینو به حساب اعتقادات شخصی گذاشت بلکه این دیگه میشه نهایت حیله گری و پستی و نزول یک هنرمند فرصت طلب که برای منافع و موقعیت خود دست به هرکاری میزنه و نباید به راحتی ازش گذشت تا حداقل بشه مقابل این فرهنگ پلید و کثیف جمکرانی عده ای که برای منافع خود جامعه را به ابتذال کشیدند و مردم را قهقرا بردند، گرفت!

ahahab-1-02

حالا شهاب عزیز وقتی جایزه بهترین بازیگر را در جشنواره کن برد، بر روی سکوی جشنواره ی بین المللی کن که چشم جهان از زاویه ی هزاران دوربین و خبرنگار اونو تماشا می کرد، رفت و گفت: من جایزه ام را به مردم میهنم تقدیم می کنم! جمله ای بسیار روشنفکرانه و مردمی! اوووووه چه غوغایی به پا شد! ایرانیان با فرهنگ از درون و بیرون دنیای مجازی را کر و کور کردند و نوشتند به کوری چشم اونایی که می گفتند شهاب با حاکمیته، شهاب نشون داد که ارزشش رو داره، اونایی که می گفتید شهاب با رژیمه الان کجایید و یا شهاب اشک منو در آوردی، شهاب مرسی که جایزه ات را به من دادی، شهاب من هنگام حرف زدنت فقط اشک ریختم و به تو و به ایرانی بودن افتخار کردم و تو جایزه ات را به ما ملت دادی و یا تو بهترینی تو افتخاری تو خدایی و …. از این نوع افتخارات و خیلی بیشتر فدایت شوم ها ….
حالا من فقط نگران این هموطنان عزیزی هستم که چقدر زود خوشحالی رو ازشون گرفت و گفت من این جایزه را به امام جمکران تقدیم می کنم!
شاید این موضوع یه کم توجه این تیپ هموطنان  را به  عملکرد هنرمندانشون بیشتر جلب کنه که اینقدر به راحتی قهرمان نسازند از کسانی که به سادگی آب خوردن آنها را برای منافع خود می فروشند! کسانی که  اگه جامعه شون رو آب ببره اونا رو خواب می بره!

مصاحبه اختر قاسمی با الاهه بقراط در باره ی فعالیت جدید کیهان لندن

تابلو و سردر مؤسسه کیهان در تهران(گویانیوز) – ما در این کیهان در حال یک تجربه جدید هستیم که برای خود من بسیار جذاب است. احساس می‌کنم می‌توان سدّ جریان‌‌های غالب را شکست و ساز دیگری هم زد. و من خوشحالم که می‌توانیم «ویژه‌نامه نوروزی» را که چاپ شده به عنوان عیدی برای علاقمندان کیهان بفرستیم و در برخی شهرهای اروپا آن را به خوانندگان خود هدیه کنیم تا به وسوسه خرید و اشتراک بیفتند و چاپ هفتگی آن را با پشتیبانی خود ممکن سازند.

 

الهه بقراط

 

*****

 

 

 اختر قاسمی- خانم بقراط ابتدا تبریک می‌گویم که کار نشر کیهان لندن را دوباره از سر گرفتید گرچه در حال حاضر فقط به شکل آنلاین است.  اگر ممکن است لطفا در این باره که چطور شد  کیهان لندن کارش را به شکل آنلاین شروع کرد توضیحاتی بدهید.

الاهه بقراط- بابت تبریک ممنونم ولی کیهان لندن در اوت ۲۰۱۳  فقط انتشار نسخه چاپی خود را متوقف کرد، آن هم به دلایل مالی و پیامدهای تکنولوژی جدید ارتباطات که به طرز سرسام‌آوری

گسترش می‌یافت و بسیاری ازمطبوعات بزرگ دنیا را دچار بحران کرد تا زمانی که اغلب آنها توانستند خودشان را با شرایط جدید و حضور ناگزیر و مداوم در اینترنت منطبق کنند. با این تفاوت که کیهان لندن در خاک و کشور خود نیست، و در عین حال از امکانات مالی آنچنانی برخوردار نبود و نمی‌توانست مانند روزنامه‌هایی که در محیط طبیعی خود به سر می‌برند و با مخاطبان میلیونی سر و کار دارند، نسخه چاپی خود را حفظ کند.

و اما درباره حضور کیهان لندن  در اینترنت، باید یادآوری کنم که کیهان از سال ۲۰۰۰ به عنوان یک پایگاه اینترنتی که برخی مطالب نسخه چاپی را منتشر می‌کرد در فضای مجازی حضور داشت و در کشاکش تابستان ۸۸ با شکل و شمایل تازه و فعال‌تر از پیش به کار خود، هم‌زمان با انتشار نسخه چاپی، ادامه داد. کیهان‌آنلاین خبرها و مطالب زیادی را به طور روزانه منتشر می‌کرد که نسخه چاپی به دلیل محدودیت‌های انتشاراتی نمی‌توانست آنها را پوشش دهد. و در عین حال مانند سابق برخی مطالب گزیده نسخه چاپی هم در سایت کیهان منتشر می‌شد.

پس از اینکه انتشار نسخه چاپی متوقف شد، کار کیهان آنلاین نه تنها ادامه پیدا کرد بلکه فعال‌تر نیز شد. ولی خب، شاید برخی بیشتر تمایل داشتند توقف انتشار نسخه چاپی را به عنوان «خداحافظی» و یا «مرگ» کیهان لندن قلمداد کنند، و دفتر زندگی‌اش را ببندند و می‌بینید که چنین نبود و نشد! در سرمقاله‌های سایت جدید و ویژه‌نامه نوروزی کیهان لندن که هم به صورت تک‌شماره چاپ شده و هم در اینترنت قرار می‌گیرد در این باره به اندازه کافی نوشته شده.

-آیا از حمایت‌های مالی «ان جی او»های غربی  استفاده می‌کنید یا اینکه اسپانسر خصوصی کیهان دارد؟

-هنوز خیر! و اگر قرار باشد کیهان لندن پشتیبانی مالی غیر از خوانندگان و تبلیغات داشته باشد، قطعا از سوی نهادهای مدنی و اشخاص خصوصی قابل اعتماد خواهد بود.

از اوت ۲۰۱۳ تا همین چند ماه پیش کیهان لندن از دو تن تشکیل می‌شد: نازنین انصاری و من، و البته خوانندگان وفادار و دوستانی که برای ما به طور متناوب مطالبی می‌فرستادند. ما مانع «خداحافظی» و «مرگ» کیهان لندن شدیم و من شخصا از اینکه تمام نیروی خود را بر سر این چالش گذاشتم که بر اثر ترفندها و حتا کارشکنی‌ها تا حد ناامیدی مطلق می‌رسید، بسیار خشنود و خوشحالم. حفظِ کیهانِ لندن به عنوان یک سرمایه ملّی، یک رسانه حرفه‌ای، مستقل و آزاد، آن هم در شرایطی که مؤسسه کیهان در تهران غصب شده و مسئولانش یک روزنامه خوشنام و معتبر را به عنوان بدنام‌ترین روزنامه تاریخ معاصر ایران و یک ابزار سیاسی برای دروغ‌پردازی و تحریف در آورده‌اند، موضوعی نبود که بتوان آسان از آن گذشت.

به هر حال، از چند ماه پیش تلاش کردیم با امکانات دور و بر خودمان از جمله افرادی که فکر می‌کردیم در این شرایط سخت می‌توانند در حفظ این میراث فرهنگی و ملّی تلاش کنند، سر و سامان تازه‌ای و منطبق با شرایط جدید به کیهان ببخشیم. و خوشبختانه الان همکارانی داریم که بار زیادی از کار و مسئولیت را به تنهایی و با کمترین توقع بر دوش می‌کشند.

-چرا فقط آنلاین؟ آیا ممکن است دوباره کیهان به شکل سابق منتشر شود؟ کیهان لندن در حال حاضر چه برنامه و هدفی دارد؟

-ببینید، در حال حاضر سرمایه کیهان لندن از سه بخش تشکیل می‌شود: سرمایه خصوصیِ مدیریتِ آن که بار اصلی‌اش بر شانه خانم نازنین انصاری است، نیروی کار شبانه‌روزی همکاران و همیارانش که قابل تقدیر است، و پشتیبانی خوانندگان و دست در کاران نهادهای فرهنگی، هنری و بازرگانی که با مراجعه به سایت کیهان و دادن آگهی‌ جهت آگاهی و تبلیغ برای کسب و کار، می‌توانند از کیهانِ خودشان حمایت کنند و آن را زنده و فعال و پویا نگاه دارند. در این صورت ما قادر خواهیم شد بهتر و بیشتر از پیش کار کنیم و چه بسا نسخه چاپی آن را نیز با حمایت مشترکان منتشر کنیم.

اما انتشار آنلاین هزینه‌های سرسام‌آور نسخه چاپی، از دفتر و دستک و  چاپخانه و توزیع و پست و… را ندارد. ما در گوشه و کنار جهان با استفاده از امکانات جدید که معمولا هم هزینه‌ای ندارند، همکاری می‌کنیم. فعلا، یک دفتر بزرگِ مجازی با همکارانی از گوشه و کنار جهان داریم! اگر پشتیبانی خوانندگان و مخاطبان ایرانی و فارسی‌زبان بتواند منبع مالی مستقلِ ما باشد، که ما روی این استقلال اصرار و تأکید داریم، چرا که نه؟ می‌توان نسخه چاپی کیهان لندن را نیز منتشر کرد برای همه آنهایی که انس و الفت دیگری با روزنامه و بوی خوشِ آن دارند.

در غیر این صورت و با چشم‌ پوشیدن از حساسیت‌هایی که داریم، می‌شد با یک چرخش قلم، خود را با برخی سیاست‌ها تطبیق داد و کمک مالی، هم داخلی و هم خارجی، گرفت و یک چیزی در جهت برخی سیاست‌ها منتشر کرد! این را به این دلیل می‌گویم که پس از توقف انتشار نسخه چاپی کیهان لندن، چنین تلاش‌هایی از سوی جریان‌های داخلی و خارجی صورت گرفت و هنوز هم گاهی از این سو و آن سو اشاره‌ها و دلبری‌هایی می‌شود!

-همکاران شما چگونه انتخاب می شوند؟ یا اینکه چه کسانی می‌توانند با کیهان کار کنند؟ 

در ادامه صحبت بالا باید بگویم، کیهان فقط به آزادی، آزادی بیان و حقوق انسان‌ها معتقد است، و حتا حقوق بشر را نیز فراتر از چهارچوب‌های رایج و قانونی آن درک می‌کند. بنا بر این ما همکاران‌مان را «گزینش» نمی‌کنیم! اصلا نمی‌پرسیم که فکر و عقیده‌شان چیست! این موضوعی است که به خودشان مربوط است. بلکه فقط همین معیارهای بالا را توضیح می‌دهیم و اگر مایل بودند می‌توانند به صف همکاران و همیاران کیهان بپیوندند. انتظاری هم که کیهان دارد، کارِ حرفه‌ای، خوب، اعتماد و اندکی فداکاری است.

از همین رو، در حال حاضر ما طیف متنوعی از همکاران قدیمی و جدید داریم، از سنین مختلف، عقاید و افکار متفاوت، زن و مرد،  و از این بابت بسیار خوشحالیم. آنچه ما را همکار می‌کند، حرفه و هدف مشترک ماست و نه عقاید شخصی‌مان. ما از همکاری روزنامه‌نگارانی که امکان فعالیت‌ در داخل کشور از آنها سلب شده، از روزنامه‌نگارانی که در خارج مورد بی‌مهری رسانه‌های فارسی‌زبان قرار می‌گیرند و یا نمی‌توانند وارد محافل بسته و رقابتی آنها بشوند، استقبال می‌کنیم. صادقانه بگویم، ما در این کیهان در حال یک تجربه جدید هستیم که برای خود من بسیار جذاب و در خور تأمل است. احساس می‌کنم می‌توان سدّ جریان‌‌های غالب ((Mainstream) را شکست و ساز دیگری هم زد. وجود و بقای کیهانِ لندن، به نظر من، خودش یک سازِ دیگر است. و من خوشحالم که می‌توانیم «ویژه‌نامه نوروزی» را که چاپ شده به عنوان عیدی برای علاقمندان کیهان بفرستیم و در برخی از شهرهای اروپا آن را به خوانندگان خود هدیه کنیم.

-آیا آماری در دست هست که کیهان چقدر بازدید کننده دارد؟

– این آمار را می‌توان در سایت‌های مختلف که خدمات آماری در این زمینه ارائه می‌دهند، دریافت کرد  اگرچه صد در صد قابل اطمینان نیستند. ولی کیهان تا کنون در سکوت کار می‌کرد. تازه مدتی است که هم در شبکه‌های اجتماعی مجازی فعال شده و هم تبلیغاتی برای نمونه در تلویزیون پارس (که سپاس ویژه از آقای میبدی و گردانندگان آن دارم) و هم‌چنین سایت گویا پخش و منتشر کرده است. در همین مدت کوتاه هم نه تنها بر شمار بازدیدکنندگان آن افزوده شده بلکه از سراسر جهان تماس‌هایی از سوی ایرانیان داشتیم که از فعالیت تازه کیهان لندن، گاه با بغض شادی، ابراز خوشحالی می‌کردند. برای ما، مهم، از این به بعد است. چالشی است که قصد داریم در آن پیروز شویم. و این پیروزی چیزی نیست جز ماندن در میدان و حفظ و افزایش مخاطبانِ کیهانِ لندن، کیهان‌آنلاین.

-خانم بقراط، با توجه به رسانه‌های امروز که حتی همه از جمله روزنامه‌ها بیشتر به دنبال  تصویر و ویدئو و برنامه‌های تلویزیونی در سایت‌های خود هستند، آیا کیهان هم تصمیم دارد این بخش را فعال‌تر کند و یا اینکه به سمت یک تلویزیون اینترنتی هم برود؟

-کیهان حتما در زمینه تصویر و ویدئو فعال‌تر از اکنون خواهد شد. همین الان هم ما عکس‌ها و گفتگوها و گزارش‌هایی داریم که ویژه کیهان لندن هستند. به طور کلی، تمام تکیه کیهان بر تولیدات خودش است و طبیعتا در گسترش بخش‌های شنیداری و دیداری هم تلاش می‌کند. اگر هم قرار باشد گزارش‌های تلویزیونی تهیه شود، حتما به روش روزنامه‌های اینجا، در چهارچوب سایت کیهان خواهد بود و نه فعالیت‌های تلویزیونی. ما نمی‌خواهیم از هویت مطبوعاتی فاصله بگیریم. 

-آیا بازدیدکنندگان عمدتا در خارج کشور هستند یا درون ایران؟

-دسترسی به سایت کیهان از همان سال ۲۰۰۰ در ایران ممنوع بود و هنوز هم هست. با اینکه کاربران اینترنت  در ایران در کار با فیلترشکن دیگر مهارت پیدا کرده‌اند ولی به هر حال محدودیت‌هایی بر سر دسترسی به بسیاری از سایت‌ها هست چه برسد به سایت کیهانِ لندن که همواره مدافع آزادی و دموکراسی، و بنا بر این، مخالف جمهوری اسلامی بوده است. در حال حاضر، بیشترین بازدیدکنندگان کیهان لندن در اروپا و آمریکا هستند و ما تمام تلاش خود را خواهیم کرد تا با وجود محدودیت‌های فنی و سانسور، هم‌وطنان ما در ایران نیز به آسانی به کیهانِ خودشان دسترسی داشته باشند.

ما برنامه‌های زیادی داریم که می‌خواهیم آنها را تحقق ببخشیم، از انتشار آرشیو سی ساله کیهان لندن و جمع‌آوری مداومِ اطلاعات آرشیوی مربوط به فعالیت ایرانیان تا انتشار کیهان‌آنلاین به زبان انگلیسی و زبان‌های دیگر. کیهان لندن می‌خواهد بازتاب زندگی ایرانیان باشد و هر کسی بتواند اندکی از خود و علایق خود را در آن باز یابد. مهم‌ترین هدف اما این است که می‌خواهیم کیهان و کیهان لندن طوری باشد که اگر ما هم نبودیم، باز هم کسانی باشند که آن را به عنوان یک میراث فرهنگی زنده و البته آزاد و مستقل نگاه دارند. درست همان طور که، گمان می‌کنم، دکتر مصباح‌زاده هرگز فکر نمی‌کرد که روزی انتشار کیهان لندن متوقف شود ولی افراد سمجی بمانند و انتشار آن را با وجود همه مشکلات ادامه دهند.

یادآوری می‌کنم که ما برای اینکه خوانندگان خود را وسوسه کنیم، شماره ویژه نوروز را چاپ کرده و علاوه بر فرستادن به مشترکان سابق،  در لندن و برخی شهرهایی که امکان توزیع‌اش را داشتیم به عنوان عیدی به علاقمندان هدیه کردیم (نسخه غیرقابل فروش). ولی چاپ شماره‌های بعدی که مطالب آن با آنچه به طور روزانه در «کیهان دات کام» منتشر می‌شود متفاوت است، بستگی به پشتیبانی و تقاضای اشتراک خوانندگان دارد. اگر به اندازه کافی مشترک و آبونمان داشته باشیم به طوری که هزینه چاپ و توزیع تأمین شود، حتما این کار انجام خواهد شد. به هر حال، چاپ مطلب ارزش دیگری دارد و هنوز برای بسیاری از روزنامه‌نگاران انتشار مطالب‌شان در نسخه چاپی ارج و قُرب دیگری دارد تا در اینترنت! به نظر من انتشار به صورت چاپ و در اینترنت مانند مقایسه غذای خانگی و «فست فود» است! غذای خانگی با کیفیت‌تر و گران‌تر و با ارزش‌تر است، و امروز جایگاه ویژه‌ای در بازار تغذیه دارد. در بازار نشر نیز انتشارات چاپی و روزنامه و مطبوعات کیفیت و اعتبار دیگری دارند و با پشت کامپیوتر نشستن، سبب تنبلی و بی‌حرکتی و چاقی و انواع و اقسام درد و مرض‌ها نمی‌شوند!

-از وقتی که در اختیار من گذاشتید سپاسگزارم.  آرزو ی موفقیت برای شما و کیهان لندن دارم.

سایت کیهان لندن:
www.kayhan.london

نوروزتان پیروز و سال نو خجسته باد!

شاد باش نوروزی به همه ی هم میهنان عزیزم بخصوص خوانندگان و دوستداران کیهان (لندن) که اولین روزنامه ی حرفه ای ایرانیان بود که متاسفانه بعد از انقلاب به تصرف رژیم ولایت فقیه در آمد اما خوشبختانه به همت صاحب امتیاز آن در خارج از کشور به عنوان اولین نشریه حرفه ای ایرانیان تبعیدی با همه ی مشکلات نزدیک به سه دهه همواره به شکل چاپی و آنلاین منتشر شد که تنها رابط ایرانیان در خارج از کشور بود.

شاد باش منتشر شده در کیهان لندن ( آنلاین)

ویم وندرس، جایزه افتخاری خرس برلیناله را دریافت خواهد کرد!

گزارش تصویری در کیهان آنلاین:

wim winders

فیلم  «همه چیز خوب خواهد شد» دیروز ۱۰ فوریه خارج از مسابقه و در بخش ویژه در دو سینمای برلیناله هم زمان به نمایش در آمد و ستارگانی چون جیمز فرانکو هنرپیشه معروف هالیوود، شارلوته گاینسبورگ هنرپیشه فرانسوی و ماری ژوسه کروز هنرپیشه کانادایی در آن بازی کرده اند.

ویم وندرس درباره این فیلم که به صورت سه بُعدی تهیه شده می گوید که به عمد تکنیک سه بعدی را انتخاب کرده تا ابعاد مختلف زندگی «توماس»  قهرمان فیلم را نشان دهد که یک تصادف چگونه زندگی او را تحت تأثیر قرار می دهد.

نیکول کیدمن و ورنر هرتسوگ

عکس هایی از نیکول کیدمن و ورنر هرتسوگ در ۶۵مین جشنواره فیلم برلیناله:

اختر قاسمی، کیهان لندن:

N. Kidman

نگاهی به فیلم تاکسی کاری از جعفر پناهی

نگاهی به فیلم تاکسی کاری از جعفر پناهی، کیهان لندن

نقد فیلم

نگاهی به «تاکسیِ» جعفر پناهی (اختر قاسمی)

جعفر پناهی

[گزارش] [هنر]

کیهان آنلاین – ۱۸ بهمن ۹۳ –  ساعت ۸ و ۴۰ دقیقه بامداد روز پنج شنبه، دومین روز جشنواره با عجله به سمت سالن بزرگ‌ترین کاخ سینمایی آلمان، برلیناله پالاست، که محل اصلی جشنواره است می‌روم. قرار است فیلم ساعت ۹ صبح نمایش داده شود. هزاران خبرنگار و سینماگر از سراسر دنیا منتظر تماشای فیلمی از کارگردانی هستند که اجازه‌ خروج از کشورش و حضور در این جشنواره را ندارد. کارگردانی که با وجود اینکه بیش از ۵ سال است اجازه ساختن فیلم ندارد اما سه فیلم به شکل مخفی و زیرزمینی ساخته و هر سه فیلم او در برلیناله شرکت داشته‌اند. یک فیلم او حتا جایزه بهترین سناریو را دریافت کرد. 

پله‌های کاخ برلیناله پر از خبرنگارانی ست که به سرعت به سوی سالن می‌روند. در قسمتی صف طولانی دیگر دست درکاران سینما که بعد از خبرنگاران اجازه ورود به سالن را دارند به چشم می‌خورد.  سر ساعت ۹ صبح پرده سینما بالا می‌رود و نام جعفر پناهی نشان داده می‌شود و هم‌زمان دست زدن حضار به احترام او، کاری که معمولا در شروع فیلم اتفاق نمی‌افتد.

فیلم «تاکسی» ساختار مستند دارد اما مستند نیست. تاکسی،  فیلم خوبی‌ست که با وجود ایراداتی که از نظر تکنیک و ساختاری می‌توان به آن گرفت اما یکی از ساده‌ترین، پرمفهوم‌ترین و اجتماعی‌ترین و در رده بهترین فیلم‌های جشنواره برلین قرار خواهد گرفت. شاید بتوان گفت با توجه به ممنوعیت کاری و نداشتن امکانات کافی برای فیلم‌سازی، این فیلم چه بسا شانس دریافت جایزه نیز داشته باشد.

فیلم خیلی خوب شروع می‌شود. تاکسی سر چهار راه پشت چراغ قرمز ایستاده است و تماشاگر، از نگاه راننده خیابان‌های تهران را از نظر می‌گذراند و با او به یکی از پایتخت‌های شگفت‌انگیز جهان می‌رود.

جعفر پناهی با هویت واقعی خود نقش راننده تاکسی را بازی می‌کند. اولین مسافر سوار می شود و بعد از مدتی متوجه دوربینی می‌شود که روی داشبورد ماشین نصب است. پس گفتگو را با راننده آغاز می‌کند.

مسافر دوم که یک زن آموزگار است زمانی که مسافر اول در گفتگوی‌اش با پناهی در باره دزدها در جامعه می‌گوید «دزدها باید اعدام شوند»  وارد گفتگو می‌شود و علیه اعدام صحبت می‌کند. پناهی با ورود افراد مختلف از قشرهای متفاوت اجتماع مسائل و مشکلات جامعه ایران را به خوبی تصویر می‌کند. برخورد مسافر اول با زن آموزگار بیانگر نگاه جامعه به معلم و آن هم یک معلم زن است.

یک فروشنده فیلم‌های غیر مجاز و یا «غیرقانونی جمهوری اسلامی» مسافر بعدی ست که پناهی را می‌شناسد و می‌گوید که قبلا برای او فیلم‌های خارجی می‌برده است. او تاکسی گرفته تا چند فیلم خارجی برای یک دانشجوی سینما ببرد. گفتگوی پناهی با فروشنده فیلم‌های قاچاق نشان از عدم آزادی و ممنوعیت‌های قانونی برای موسیقی و فیلم و محدود کردن سیستماتیک علاقه و تمایل مردم به این دو هنر دارد.

مسافران بعدی که دو زن مسن با یک تُنگ ماهی در دست هستند، نشانگر خرافی بودن بخشی از جامعه است. آنها سراسیمه سوار تاکسی می‌شوند تا قبل از ساعت ۱۲ به محلی برسند که ماهی‌ها  را در آنجا به آب بسپارند وگرنه اتفاق ناگواری برای آنها  رخ خواهد داد.

یکی مرد تصادف کرده مسنّ که زنی جوان دارد مسافران بعدی هستند که با گریه زن و ناله مرد، پناهی را متوجه خود می‌کنند. مرد زخمی و خون‌آلود تصور می‌کند که حتما می‌میرد و  از پناهی می‌خواهد تا وصیت او را با موبایل خود ضبط کند و بعد خطاب به برادران‌اش می‌گوید به همسرش کاری نداشته باشند و او را آزار ندهند. او از ارثی که به همسرش می‌رسد نیز می‌گوید. دیالوگ این زن و شوهر بیانگر شرایط ناگوار زنان در جامعه ایران به ویژه پس از مرگ همسر است.

خواهرزاده جعفر پناهی که دخترکی تقریبا ده ساله است بیانگر وضعیت امروز دانش‌آموزان در جامعه ایران و  شستشوی مغزی آنها توسط رژیم است. شاید یکی از ایرادهایی که می‌توان به «تاکسی» گرفت طولانی بودن نقش این دختر بچه و گفتن مسائل و مشکلات سینماگران و سانسور و خودسانسوری  از زبان این دختربچه بود.

نسرین ستوده وکیلی که چند سال در زندان به سر برد و او نیز مانند پناهی ممنوع و محروم از فعالیت شغلی‌اش شده است، مسافر بعدیست که درباره  وضعیت زندانیان صحبت می‌کند.

در گفتگوهایی که من با چندین خبرنگار خارجی داشتم حضور نسرین ستوده در این فیلم برای آنها ملموس و شناخته شده نبود و آنها او را فقط به عنوان یک مسافر دیدند که وکیل است و نه  نسرین ستوده، به عنوان وکیل مبارز زندانی که جامعه جهانی برای آزادی او تلاش کرد، اگرچه بعد از معرفی وی همه او را شناختند. شاید اگر به حضور نسرین ستوده به شکل روشن‌تری پرداخت می‌شد تاثیر بیشتری بر بیننده غیر ایرانی می‌گذاشت و او را دچار تزلزل نمی‌کرد که چرا این زن مسافروارد یک گفتگوی نزدیک و صمیمی با پناهی شده است.

از نگاه من شروع فیلم تا اواسط فیلم بسیار خوب است به ویژه گفتگوی بانوی آموزگار و مسافر اول (دزد و دلال) و هم‌چنین گفتگوی فروشنده غیرمجاز فیلم با جعفر پناهی. شاید اگر فیلم همین روال را طی می‌کرد موفق‌تر می‌بود.  اما در جایی ساختار فیلم تغییر می‌کند و دوباره در پایان شکل می‌یابد. صحنه پایان فیلم به نکته‌ای مربوط می‌شود که سرنوشت امثال پناهی را رقم می‌زند. نکته‌ای که نشانگر وضعیت سینما و آزادی و امنیت در جامعه ماست و با صحنه‌ای بسیار تاثیرگذار بیان می‌شود.

«تاکسی» در طول تقریبا ۹۰ دقیقه شناختی نسبی از جامعه امروز ایران به تماشاگران می‌دهد. حتا برای من ایرانی که دقیقا ۳۰ سال از جامعه‌ام دور هستم زوایایی از جامعه را به نمایش گذاشتم که برای من غریبه بود چرا که ۳۰ سال پیش جامعه  با این گونه موارد فاصله بیشتری داشت و یا حتا به نوعی بیگانه بود.

دیتر کوسلیک مدیر جشنواره برلین که از علاقمندان سرسخت سینمای ایران و سینمای پناهی است در کنفرانس مطبوعاتی و بر روی فرش قرمز در پاسخ خبرنگاران که چگونه فیلم پناهی به جشنواره راه یافت گفت: «ما ارتباطات خاص خود را داریم و یک روز من  این فیلم بر روی میزکارم دیدم». او افزود: «پناهی را دعوت کردیم ولی متاسفانه باز هم به او اجازه ندادند».

دیتر کوسلیک تأکید کرد: «ما چهار سال پیش پناهی را به عنوان یکی از اعضای هیئت داوران دعوت کردیم و این دعوت هم‌چنان به قوت خود باقی ست و این قدر از وی دعوت می‌کنیم  تا روزی او را در جشنواره ببینیم».

وزیر فرهنگ آلمان، مونیکا گروترز در شب افتتاحیه درباره پناهی صحبت کرد و گفت: «ما از دیتر کوسلیک برای دعوت از پناهی حمایت می‌کنیم تا او موفق شود».

یکی از ارزش‌های فستیوال بین المللی برلیناله، کاراکتر سیاسی این فستیوال است که به گفته وزیر فرهنگ آلمان پس از جنگ جهانی دوم با هدف دفاع از آزادی هنر و هنرمند شکل گرفت.

دفاع جشنواره برلین از هنرمندان درون ایران خود بیانگر این سیاست برلیناله و بیانگر همان نقشی است که ایرانیان پشتیبان آزادی و دمکراسی انتظار دارند غرب بازی کند و در کنار مردم ایران و هنرمندانش باشد و نه در کنار حکومت و دولت‌مردان. در عین حال این سیاست برلیناله  از سوی برخی دیگر به عنوان حمایت از رژیم جمهوری اسلامی و تقویت آن ارزیابی می‌شود.

گزارشی ویدیویی از فیلم تاکسی جعفر پناهی

گزارش ویدیویی در باره ی فیلم تاکسی جعفر پناهی، منبع کیهان آنلاین، لندن

«تاکسی» در برلیناله: آقا پناهی، من شما رو شناختم! (اختر قاسمی)

جعفر پناهی در «تاکسی»: آقای پناهی من شما رو شناختم!

[+ویدئو]

کیهان آنلاین – ۱۸ بهمن ۹۳ – جعفر پناهی کارگردانی که از سوی رژیم ایران به ممنوعیت و محرومیت از فعالیت در رشته هنری خود، یعنی فیلمسازی و کارگردانی محکوم شده است، با فیلم «تاکسی» در بخش مسابقه ۶۵امین جشنواره بین المللی فیلم برلین، برلیناله، شرکت کرد بدون آنکه هیچ یک از دست در کاران این فیلم بتوانند در این جشنواره حضور داشته باشند.
اختر قاسمی همکار کیهان لندن در یک گزارش ویدئویی از نخستین نمایش این فیلم در برلیناله، نظر برخی از تماشاگران را جویا شده است.